تبلیغات
دریافت همین آهنگ

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت

عاشق باران

عاشق باران

عکس لایت

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد 1391 ساعت 05:13 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()


عاشقانه

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر 1391 ساعت 06:45 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()


یه احساسی به تو دارم



یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم
یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم

یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی
تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی

تا دستای تو راهی نیست دارم از گریه کم میشم
تو مرز بین من با تو دارم شکل خودم میشم

مث گلهای بی گلدون هنوزم مات بارونی
تو از دلتنگی دریا توی توفان چی می دونی؟

نمی دونم کجا بودم که رویاهامو گم کردم
که می سوزم که می میرم اگر که از تو برگردم
خودم بودم که می خواستم همه دنیای من باشی
ببین غرق توام اما هنوز می ترسی تنها شی

یه احساسی به تو دارم یه جوری از تو سرشارم
یه کم این حسّو باور کن که بی وقفه دوست دارم

یه احساسی به تو دارم شبیه عشق و دل بستن
تو هم مثل منی اما یه کم عاشق تری از من



+ نوشته شده در دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت 06:17 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()


دنبال من می‌گردی



دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد
این موج عاشق کار با ساحل ندارد

.
باید ببندم کوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد

.
من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد
عمری که پایت سوختم قابل ندارد
.

من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی:
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد

.
باشد ولم کن باخودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد
.

شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی که عاشق می‌شود ساحل ندارد



+ نوشته شده در دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت 06:14 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()


کاش


کاش دنیا یکبار هم که شده

بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد

این بردهای تکراری برایش؟!


+ نوشته شده در دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت 06:04 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()


بی تو تنها گریه


بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره

انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره

در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم

زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم

پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم

من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم

انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره

ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره


+ نوشته شده در دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت 05:57 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()


میان ابرها سیر می‌کنم

میان ابرها سیر می‌کنم 


هر کدام را به شکلی می‌بینم 


که دوست دارم 


می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم 


میان آدم‌ها اما 


کاری از دست من ساخته نیست 


خودشان شکل عوض می‌کنند

 

بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد 

… 

بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم 


بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم 


بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود

 

بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد 


بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت 


مــرا بـبـخـش 



+ نوشته شده در دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت 05:53 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()


دیر گاهیست


.
دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام

دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام…



+ نوشته شده در دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت 05:47 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()