تبلیغات
دریافت همین آهنگ

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت

عاشق باران - شعر

عاشق باران

شعر

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه، باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیفتو رفتی

ودگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

واقعا دوستت دارم


گرچه شاید گاهی

چنین به نظر نرسد


گاه شاید به نظررسد

كه عاشق تو نیستم

گاه شاید به نظر رسد

كه حتی دوستت هم ندارم

ولی درست در همین زمان هااست

كه باید بیش از همیشه

مرا درك كنی

چون در همین زمان هاست

كه بیش از همیشه عاشق تو هستم

ولی احساساتم جریحه دار شده است

با این كه نمی خواهم

می بینم كه نسبت به تو

سرد و بی تفاوتم

درست در همین زمان هاست كه می بینم

بیان احساساتم برایم خیلی دشوار می شود

اغلب كرده تو ؛كه احساسات مرا جریحه دار كرده است

بسیار كوچك است

ولی آن گاه كه كسی را دوست داری

آن سان كه من تو را دوست داری

هركاهی ؛كوهی می شود

و پیش از هر چیزی این به ذهنم می رسد

كه دوستم نداری

خواهش می كنم با من صبور باش

می خواهم با احساساتم

صادق تر باشم

و می كوشم كه این چنین حساس نباشم

ولی با این همه

فكر می كنم كه باید كاملا اطمینان داشته باشی

كه همیشه

از همه راههای ممكن

عاشق تو هستم


 

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!!

ومن شمع می سوزم ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند

ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم !!!

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد!!!

و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم

درون سینه ی پرجوش خویش اما!!!

کسی حال من تنها نمی پرسد

ومن چون تک درخت زرد پاییزم !!!

که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او

ودیگر هیچی از من نمی ماند!!!

 



+ نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین 1391 ساعت 05:53 ب.ظ توسط ریما فروغی| نظرات()